جانوري معين، بهتر است دو كتاب عربي را دربارهٴ جانورشناسي بررسي كنيم. اولي منافع الحيوان نام دارد كه نسخهٴ مصور زيبايي از آن در كتابخانهٴ اسكوريال موجود است. در آن جانوران زيادي به اختصار توصيف و خواص و منافع هر كدامشان بيان شده است. ديگري
حياةالحيوان است كه دميري تأليف كرده و حاوي مطالبي دربارهٴ بيش از هزار جانور است. هرچند از اين كتاب اطلاعات جانورشناسي ناچيزي بهدست ميآيد، ولي هدف كلي و آرايش كتاب جنبهٴ جانورشناسي دارد. دميري ميخواست همهٴ دانستنيهاي موجود دربارهٴ جانوران را گرد آورد، يعني همهٴ آنچه را كه ممكن بود خوانندگان بخواهند دربارهٴ هر جانور و همهٴ آنهايي كه نامشان را شنيدهاند بدانند، از جمله دربارهٴ جانوران افسانهاي.
اما بيشترين كتابهايي كه به جانوران خاص اختصاص يافته، آثار مربوط به شكار و در بحث از جانوراني است كه شكارشان ميكنند ـ خرگوش، گوزن، گراز، شوكا، گرگ، روباه، آهو، گوركن، گربهٴ وحشي، بيدستر و غيره ـ يا در شكار بهكار ميروند ـ اسب، تازي، اقسام يوز، باز، عقاب و بالابان. اين شكارنامهها از شرقي به غربي، قبلاً مورد بررسي قرار گرفته است.
با اينكه گربه را از زمانهاي بسيار قديم ميشناختند و در زندگي مصر باستان وجود داشت، نخستين پيدايش آن در ادبيات انگلستان را به چاسر مديونيم! عاج از روزگار قديم مصارف هنري داشت، حتي در دوران پيش از تاريخ. در روزگار باستان و حتي سدههاي ميانه اغلب عاجهاي حكاكيشده در غرب متعلق به فيل بود. دندان فيل در هند و آفريقا بهدست ميآمد؛ تفاوتشان مشخص است، عاج آسيايي سفيد يكدست است، زياد سخت نيست و نسجهاي آن كمتر بههم نزديك است. احتمال دارد بيشترين مقدار عاج به اروپاي باختري از آفريقاي مركزي آورده شد؛ ماركوپولو (سيزدهم ـ 2)، مقدار زيادي از آن را در زنگبار ديده بود. از سدهٴ يازدهم به بعد اگر نه پيش از آن، عاج فيلهاي دريايي زياد مورد استفاده قرار گرفت. اين عاج كه در مناطق قطبي بهدست ميآيد، از اقلام مهم صادراتي اسكانديناوي (ايسلند) بود. بيشتر مهرههاي شطرنج و بازي چكرز در سدهٴ دوازدهم از عاج فيل دريايي ساخته ميشد. از مناطق قطبي عاج گراز دريايي هم بهدست ميآمد. ولي غالباً يگانه عاج گراز دريايي را بهعنوان يك چيز عجيب نگهداري ميكردند؛ ممكن است اين امر به شيوع افسانههاي مربوط به اسب تكشاخ كمك كرده باشد.
عاج قطبي به سراسر سيبري و شمال خاوري آسيا هم صادر ميشد و از قديم نزد چينيان، ژاپنيان و هنديان معروف بود. همين را درمورد سنگوارهٴ عاج ميتوان گفت، كه در دشتهاي